دخترامون در فرنگ | بلاگ

دخترامون در فرنگ

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

امیرحسین ذاکری روزنامه نگار جناب قیصرخان بسیار نگران بود. می گفت: آقا در برنامه تبلیغاتی اش می گوید: برخی می گویند: " جای زنان در خانه است، قدیم نیست که درب خانه را هم چند قفله می کردند؛ " ای وای مصیبتا. نه پدر جان، ما درب خانه را چند قفله نمی کردیم یک نهیب که به نسوان خود می زدیم دیگر جرات نداشت تکان بخورد چه رسد به اینکه بیرون رود. غریبه در می زد حتی جواب نمی دادند یا می گفتند برو وقتی آقامون اینا اومدند بیا! گفتم: خب الان زمانه کمی متحول شده. گفت می خوام که نشه، چرا خزعبلات می گویی، نکند قباحت نامه (کتابهای فمینیستی یا زن محور) خواندی که چنین یاوه سرایی می کنی؟ گفتم: عمو قیصر به دلت بد نده اگر هم رفته برای مبارزه رفته که به اجنبی لگد بزند. گفت: می خوام که نزنه. تازه کاش فقط لگد می زدند، دیدم آنجا لبخند هم می زنند. خودم در عکس های مسابقات دیدم. گفتنی است آن خانم ورزشکار فامیل مان بود که از جامعه نسوان به مسابقات رزمی در بلاد کفر و فرنگ رفته بود. قیصرخان بر سرش می کوبید می گفت: " از دست رفت" هر چند زن دایی هم گفت: نترس به دلت بد نده بر می گرده، پسرت که نخبه بود رفت و از دست رفت ......
نویسنده : رضا رضوی بازدید : 3 تاريخ : سه شنبه 19 ارديبهشت 1396 ساعت: 3:46